|
|
|
|
|
سلام
رفقات همتون این جملرو شنیدین خیلیها معنیشو می دونن ولی بعضی هام نمی دونن ظاهرا من جزو کساییم که بلد نیستم میشه یکی به من بگه معنی رفاقت چیه تا منم رفاقت و در مورد دوستم تکمیل کنم ؟ |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 14:49 توسط شهریار
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام دوستان...
اميدوارم هر کسي به آرزويي که داره برسه... امشب سه شنبه ۶/۹/۸۶ ... دلم خيلي گرفته بود ،ياد وبلاگ درب و داغونم افتادم،وبلاگي که حالا ديگه دو سالش شده... يه بچه ي ۲ ساله... اومدم دوباره از نو شروع کنم... ولي ديگه نه با مطالب قديميش... ميخوام وبلاگي قوي در زمينه کامپيوتر درست کنم... اين وبلاگ با تموم خوبي ها و بديهاش به خاطره ها سپرده بشه... بره تو آرشيو ذهن همه ... خيلي سخته ولي ديگه نمي خوام چيزي توش بنويسم... خدا حافظ نيما جون... خدا حافظ شهريار ، دوست دوست داشتني که هيچ وقت براي من يه دوست واقعي نبودي... و خداحافظ نگار...دختري که واقعاً عزيز و دوست داشتني بود.اميد وارم هر جا و با هرکسي که هستي خوشبخت زندگي کني.منو ببخش بخاطر همه چيز. خدا حافظ نيماجون.
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 21:13 توسط نیما
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام
من مثل همیشه اومدم که بگم آقا ما به خدا هنوزم که هنوزه زنده ایم به خدا تقصیر من نیست این نیما ADSL داره ولی وبلاگ و آپ نمی کنه شرمنده !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 12:50 توسط شهریار
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام...
دارم از تو مينويسم ، تو که غم داره نگات... اگه دوست داشتي بگو تا بازم بگم برات... انقده ميگم تا خسته شم... با عشق تو شکسته شم...
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 17:19 توسط نیما
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام !!!!!!!!!!!!!!!!!
سلام . اونم بعد از چند ماه البته فکر نکنم که از نبودن ما کسی ناراحت شده باشه خلاصه اینکه خواستم بگم که به خدا ما هنوز زنده ایم تابستون خوش بگذره تا تکذیبیه بعدی بابای |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 9:54 توسط شهریار
|
|
||